پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

boiling

جوش به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • جوش
  • جوشیدن
  • قلقل

معنی و کاربرد

  1. جوش

    noun — اسم
    English meaning

    The process of heating a liquid until it bubbles and turns to vapor.

    آب یا مایع در حال جوش

    • The water reached boiling point.

      آب به نقطه جوش رسید.

    • There was a constant boiling in the pot.

      در قابلمه جوش پیوسته‌ای بود.

  2. جوش

    noun — اسم
    English meaning

    A welded joint, or the act of welding metal.

    جوشکاری فلز

    • The weld has a strong boiling.

      آن جوش استحکام زیادی دارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • ebullition
  • simmering
  • welding

متضادها (انگلیسی)

  • freezing

ترکیب‌های رایج

  • boiling point
  • boiling water

یادداشت کاربرد

جوش هم به جوشیدن مایع و هم به جوش فلز گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط