انگلیسیبه فارسیadverb — قید
boldly
جسورانه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- جسورانه
- بیپروا
معنی و کاربرد
جسورانه
adverb — قیدEnglish meaningIn a confident and courageous manner.
بهگونهای جسورانه
She boldly defended her opinion.
او جسورانه از نظر خود دفاع کرد.
He boldly stepped forward.
او جسورانه جلو رفت.
هممعنیها (انگلیسی)
- bravely
- daringly
متضادها (انگلیسی)
- timidly
ترکیبهای رایج
- boldly go