پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadverb — قید

boldly

جسورانه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • جسورانه
  • بی‌پروا

معنی و کاربرد

  1. جسورانه

    adverb — قید
    English meaning

    In a confident and courageous manner.

    به‌گونه‌ای جسورانه

    • She boldly defended her opinion.

      او جسورانه از نظر خود دفاع کرد.

    • He boldly stepped forward.

      او جسورانه جلو رفت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • bravely
  • daringly

متضادها (انگلیسی)

  • timidly

ترکیب‌های رایج

  • boldly go

واژه‌های مرتبط