انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
border
سرحد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سرحد
- مرز
معنی و کاربرد
سرحد
noun — اسمEnglish meaningA line separating two countries, districts, or areas.
خط جداکننده دو کشور یا ناحیه
They crossed the border at dawn.
آنها سپیدهدم از سرحد گذشتند.
The border between the two countries is closed.
سرحد میان دو کشور بسته است.
شکلهای واژه
- plural
- سرحدات
هممعنیها (انگلیسی)
- boundary
- frontier
ترکیبهای رایج
- cross the border
- border town
یادداشت کاربرد
سرحد به مرز و خط جداکننده دو سرزمین گفته میشود.