پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

boredom

ملال به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ملال
  • کسالت
  • خستگی

معنی و کاربرد

  1. ملال

    noun — اسم
    English meaning

    The state of feeling tired and impatient because one has nothing interesting to do.

    دلزدگی ناشی از بی‌کاری یا یکنواختی

    • He was overcome by boredom.

      ملال بر او چیره شد.

    • The long lecture caused boredom.

      سخنرانی طولانی موجب ملال شد.

    • She read a book to escape her boredom.

      او برای فرار از کسالت کتابی خواند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • tedium
  • ennui
  • weariness

متضادها (انگلیسی)

  • excitement
  • interest

ترکیب‌های رایج

  • sheer boredom
  • relieve boredom

یادداشت کاربرد

ملال به دلزدگی و کسالت ناشی از بی‌کاری یا یکنواختی گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط

  • bored