انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
boredom
ملال به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ملال
- کسالت
- خستگی
معنی و کاربرد
ملال
noun — اسمEnglish meaningThe state of feeling tired and impatient because one has nothing interesting to do.
دلزدگی ناشی از بیکاری یا یکنواختی
He was overcome by boredom.
ملال بر او چیره شد.
The long lecture caused boredom.
سخنرانی طولانی موجب ملال شد.
She read a book to escape her boredom.
او برای فرار از کسالت کتابی خواند.
هممعنیها (انگلیسی)
- tedium
- ennui
- weariness
متضادها (انگلیسی)
- excitement
- interest
ترکیبهای رایج
- sheer boredom
- relieve boredom
یادداشت کاربرد
ملال به دلزدگی و کسالت ناشی از بیکاری یا یکنواختی گفته میشود.
واژههای مرتبط
- bored