انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
breach of promise
نقضعهد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نقضعهد
- عهدشکنی
معنی و کاربرد
نقضعهد
noun — اسمEnglish meaningThe act of breaking a promise or covenant.
شکستن پیمان
His breach of promise hurt her deeply.
نقضعهد او او را بسیار آزرد.
Breach of promise is a betrayal of trust.
نقضعهد خیانت به اعتماد است.
هممعنیها (انگلیسی)
- faithlessness
- perfidy
متضادها (انگلیسی)
- faithfulness
- fidelity