پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

breast

پستان به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پستان
  • سینه

معنی و کاربرد

  1. پستان

    noun — اسم
    English meaning

    Either of the two milk-producing organs on the upper front of a woman's body.

    عضو ترشح‌کننده شیر در بدن زن

    • The mother held the baby to her breast.

      مادر نوزاد را به پستان خود چسباند.

    • Breast cancer screening saves lives.

      غربالگری سرطان پستان جان‌ها را نجات می‌دهد.

شکل‌های واژه

plural
breasts

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • chest
  • bosom

ترکیب‌های رایج

  • breast milk
  • breast cancer

واژه‌های مرتبط

  • breastfeed