انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
breath
دم به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دم
- نفس
- نفسکشیدن
معنی و کاربرد
دم
noun — اسمEnglish meaningThe air taken into or expelled from the lungs; an instance of breathing.
در نفس کشیدن
Take a deep breath.
یک نفس عمیق بکش.
He was short of breath.
او کمنفس شده بود.
لحظه
noun — اسمEnglish meaningA very short moment of time.
در بیان زمان کوتاه
Wait a moment, please.
لطفا یک دم صبر کن.
I will be there in a breath.
در یک دم آنجا خواهم بود.
شکلهای واژه
- plural
- breaths
هممعنیها (انگلیسی)
- breathing
- inhalation
ترکیبهای رایج
- deep breath
- hold your breath
- out of breath
یادداشت کاربرد
دم همچنین به معنای دم حیوان و «لحظه» نیز به کار میرود.
واژههای مرتبط
- breathe
- moment