انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
breathing
نفسکشیدن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نفسکشیدن
- تنفس
- دم و بازدم
معنی و کاربرد
نفسکشیدن
noun — اسمEnglish meaningThe process of taking air into and expelling it from the lungs; respiration.
در پزشکی و گفتار روزمره
Breathing became difficult at high altitude.
نفسکشیدن در ارتفاع بالا دشوار شد.
Deep breathing helps you relax.
نفسکشیدن عمیق به آرامش کمک میکند.
شکلهای واژه
- verb
- breathe
هممعنیها (انگلیسی)
- respiration
- inhalation
ترکیبهای رایج
- deep breathing
- breathing difficulty
واژههای مرتبط
- تنفس
- نفس