پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

bridge

پل به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پل
  • پل عبور
  • گذرگاه

معنی و کاربرد

  1. پل

    noun — اسم
    English meaning

    A structure built over a river, road, or valley so that people can cross.

    سازه‌ای برای گذر از روی رود یا دره

    • We crossed the bridge on foot.

      ما پیاده از پل گذشتیم.

    • The old bridge was destroyed by the flood.

      پل قدیمی با سیل ویران شد.

  2. پیوند

    noun — اسم
    English meaning

    Something that connects two things or groups.

    ارتباط میان دو چیز یا دو گروه

    • Language is a bridge between cultures.

      زبان پلی میان فرهنگ‌ها است.

    • They built a bridge between the two sides.

      آن‌ها میان دو طرف پلی ساختند.

شکل‌های واژه

plural
bridges

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • span
  • viaduct
  • link

ترکیب‌های رایج

  • cross a bridge
  • bridge the gap
  • suspension bridge

یادداشت کاربرد

پل هم سازه‌ای برای عبور و هم به معنای مجازی پیوند و ارتباط میان دو چیز است.

واژه‌های مرتبط