انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
bright
درخشان به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- درخشان
- روشن
- تابان
معنی و کاربرد
درخشان
adjective — صفتEnglish meaningGiving out much light; shining strongly.
پرنور و تابان
The sun is bright today.
خورشید امروز درخشان است.
She wore a bright dress.
او لباسی درخشان پوشید.
هوشمند
adjective — صفتEnglish meaningIntelligent and quick to learn.
باهوش و تیزهوش
He is a bright student.
او دانشآموزی درخشان است.
That was a bright idea.
آن ایدهای درخشان بود.
شکلهای واژه
- comparative
- brighter
- superlative
- brightest
هممعنیها (انگلیسی)
- shining
- brilliant
- luminous
متضادها (انگلیسی)
- dim
ترکیبهای رایج
- bright light
- bright future
- bright colors
واژههای مرتبط
- brilliant