پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

bright

درخشان به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • درخشان
  • روشن
  • تابان

معنی و کاربرد

  1. درخشان

    adjective — صفت
    English meaning

    Giving out much light; shining strongly.

    پرنور و تابان

    • The sun is bright today.

      خورشید امروز درخشان است.

    • She wore a bright dress.

      او لباسی درخشان پوشید.

  2. هوشمند

    adjective — صفت
    English meaning

    Intelligent and quick to learn.

    باهوش و تیزهوش

    • He is a bright student.

      او دانش‌آموزی درخشان است.

    • That was a bright idea.

      آن ایده‌ای درخشان بود.

شکل‌های واژه

comparative
brighter
superlative
brightest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • shining
  • brilliant
  • luminous

متضادها (انگلیسی)

  • dim

ترکیب‌های رایج

  • bright light
  • bright future
  • bright colors

واژه‌های مرتبط

  • brilliant