پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

broken

منکسر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • منکسر
  • شکسته
  • خردشده

معنی و کاربرد

  1. منکسر

    adjective — صفت
    English meaning

    Broken, fractured, or shattered; also figuratively dejected or humbled.

    شکسته یا خردشده؛ کنایه از دل‌شکستگی

    • The vase lay broken on the floor.

      گلدان منکسر روی زمین افتاده بود.

    • He returned home broken after the defeat.

      او پس از شکست دل‌شکسته به خانه بازگشت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • fractured
  • shattered
  • dejected

متضادها (انگلیسی)

  • intact
  • whole

ترکیب‌های رایج

  • broken heart
  • broken glass