انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
bulky
حجیم به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- حجیم
- تنومند
معنی و کاربرد
حجیم
adjective — صفتEnglish meaningLarge and unwieldy in size or mass.
بزرگ و سنگین از نظر حجم
The parcel was too bulky to carry.
بسته برای حمل بسیار حجیم بود.
He wore a bulky coat.
او پالتویی حجیم پوشیده بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- large
- massive
- cumbersome
متضادها (انگلیسی)
- slim
- compact
ترکیبهای رایج
- bulky item
- bulky sweater
یادداشت کاربرد
حجیم یعنی بزرگجثه و پرحجم.