پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

bulky

حجیم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • حجیم
  • تنومند

معنی و کاربرد

  1. حجیم

    adjective — صفت
    English meaning

    Large and unwieldy in size or mass.

    بزرگ و سنگین از نظر حجم

    • The parcel was too bulky to carry.

      بسته برای حمل بسیار حجیم بود.

    • He wore a bulky coat.

      او پالتویی حجیم پوشیده بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • large
  • massive
  • cumbersome

متضادها (انگلیسی)

  • slim
  • compact

ترکیب‌های رایج

  • bulky item
  • bulky sweater

یادداشت کاربرد

حجیم یعنی بزرگ‌جثه و پرحجم.