پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

burning

سوزان به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سوزان
  • سوزناک
  • مشتعل

معنی و کاربرد

  1. سوزان

    adjective — صفت
    English meaning

    On fire; very hot, or intensely passionate.

    در حال سوختن یا بسیار گرم

    • They stood under the burning sun.

      آنها زیر آفتاب سوزان ایستادند.

    • The building was burning all night.

      ساختمان تمام شب در حال سوختن بود.

    • He had a burning desire to succeed.

      او آرزویی سوزان برای موفقیت داشت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • blazing
  • scorching
  • ardent

متضادها (انگلیسی)

  • freezing
  • cold

ترکیب‌های رایج

  • burning sun
  • a burning desire

واژه‌های مرتبط