پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

burning

سوزنده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سوزنده
  • سوزان
  • گزنده

معنی و کاربرد

  1. سوزنده

    adjective — صفت
    English meaning

    On fire or very hot; also intensely felt, as of pain or emotion.

    • The burning sun beat down.

      خورشید سوزنده می‌تابید.

    • She felt a burning pain.

      او دردی سوزنده حس کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • scorching
  • caustic

متضادها (انگلیسی)

  • cooling

ترکیب‌های رایج

  • burning heat

واژه‌های مرتبط