انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
burnt
سوخته به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سوخته
- سوزانده
معنی و کاربرد
سوخته
adjective — صفتEnglish meaningDamaged or destroyed by fire.
آسیبدیده از آتش
The bread was burnt.
نان سوخته بود.
Burnt wood lay on the ground.
چوب سوخته روی زمین افتاده بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- scorched
- charred
ترکیبهای رایج
- burnt toast