انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
busy
پرمشغله به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پرمشغله
- سرگرم
معنی و کاربرد
پرمشغله
adjective — صفتEnglish meaningHaving a great deal to do; occupied.
کسی که کار زیادی دارد
She is too busy to meet us today.
او امروز آنقدر پرمشغله است که نمیتواند ما را ببیند.
I have been busy with work all week.
تمام هفته با کار پرمشغله بودهام.
هممعنیها (انگلیسی)
- occupied
- engaged
متضادها (انگلیسی)
- free
- idle
ترکیبهای رایج
- busy schedule
واژههای مرتبط
- busyness