انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
capital
سرمایه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سرمایه
- دارایی
- ثروت
معنی و کاربرد
سرمایه
noun — اسمEnglish meaningMoney or other assets used to start or run a business.
پول و دارایی برای راهاندازی یا گرداندن کار
They raised capital to open a new shop.
آنها برای باز کردن مغازهای نو سرمایه جمع کردند.
He invested his capital in the project.
او سرمایهاش را در آن پروژه سرمایهگذاری کرد.
مرکز
noun — اسمEnglish meaningThe city where a country's government is based.
شهر مرکز حکومت
Tehran is the capital of Iran.
تهران پایتخت ایران است.
They moved the capital to the coast.
آنها پایتخت را به ساحل منتقل کردند.
شکلهای واژه
- plural
- capitals
هممعنیها (انگلیسی)
- funds
- wealth
- assets
ترکیبهای رایج
- capital city
- raise capital
- capital investment
واژههای مرتبط
- investment
- wealth