انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
captivity
اسارت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- اسارت
- بردگی
- زندانیبودن
معنی و کاربرد
اسارت
noun — اسمEnglish meaningThe state of being held prisoner or kept in confinement.
جنگ و آزادی
He spent three years in captivity.
او سه سال در اسارت گذراند.
The birds were kept in captivity.
پرندگان در اسارت نگه داشته میشدند.
هممعنیها (انگلیسی)
- imprisonment
- bondage
- confinement
متضادها (انگلیسی)
- freedom
- liberty
ترکیبهای رایج
- in captivity
- release from captivity
یادداشت کاربرد
اسارت هم دربارهٔ انسان و هم دربارهٔ حیوان در قفس به کار میرود.