انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
ceiling
سقف به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سقف
- سقف اتاق
معنی و کاربرد
سقف
noun — اسمEnglish meaningThe upper interior surface of a room.
سطح بالایی درون اتاق
A lamp hangs from the ceiling.
چراغی از سقف آویزان است.
The ceiling is painted white.
سقف به رنگ سفید نقاشی شده است.
سقف
noun — اسمEnglish meaningAn upper limit set on something such as prices or spending.
حد بالای تعیینشده
The government set a price ceiling.
دولت سقف قیمت تعیین کرد.
There is a ceiling on salaries.
سقفی برای حقوقها وجود دارد.
شکلهای واژه
- plural
- ceilings
هممعنیها (انگلیسی)
- roof
- upper limit
- cap
متضادها (انگلیسی)
- floor
ترکیبهای رایج
- ceiling fan
- glass ceiling
- price ceiling
یادداشت کاربرد
سقف هم به سطح بالای اتاق و هم به حد بالای مجاز گفته میشود؛ برای فضای بیرون roof به کار میرود.