پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

chair

کرسی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کرسی
  • صندلی
  • تخت

معنی و کاربرد

  1. کرسی

    noun — اسم
    English meaning

    A seat for one person, typically with a back and four legs.

    صندلی یک‌نفره

    • He pulled up a chair and sat down.

      او کرسی‌ای کشید و نشست.

    • The chair is made of wood.

      این صندلی از چوب ساخته شده است.

    • She offered me the best chair.

      او بهترین صندلی را به من تعارف کرد.

  2. کرسی

    noun — اسم
    English meaning

    A traditional low table covered with a quilt over a heat source, used in Iran for sitting and warming up.

    زیرکرسی سنتی ایرانی

    • In winter the family gathered around the korsi.

      در زمستان خانواده دور کرسی جمع می‌شدند.

    • They spread the quilt over the korsi.

      آنها لحاف را روی کرسی پهن کردند.

شکل‌های واژه

plural
chairs

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • seat
  • throne

ترکیب‌های رایج

  • take a chair
  • around the korsi

یادداشت کاربرد

کرسی هم به صندلی و هم به زیرکرسی سنتی ایرانی گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط