انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
chaste
پاکدامن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پاکدامن
- عفیف
- پارسا
معنی و کاربرد
پاکدامن
adjective — صفتEnglish meaningAbstaining from extramarital, or from all, sexual intercourse; virtuous and pure.
پاک و عفیف و خوددار
She led a chaste life.
او زندگی ای پاکدامن داشت.
He remained chaste all his life.
او تمام عمر پاکدامن ماند.
They valued a chaste and honest character.
آنها منشی پاکدامن و راستین را ارج می نهادند.
هممعنیها (انگلیسی)
- virtuous
- pure
- modest
متضادها (انگلیسی)
- unchaste
- immoral
ترکیبهای رایج
- chaste life
- chaste woman
- chaste and pure
یادداشت کاربرد
پاکدامن صفت است؛ اسم آن پاکدامنی است.