پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

chaste

پاکدامن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پاکدامن
  • عفیف
  • پارسا

معنی و کاربرد

  1. پاکدامن

    adjective — صفت
    English meaning

    Abstaining from extramarital, or from all, sexual intercourse; virtuous and pure.

    پاک و عفیف و خوددار

    • She led a chaste life.

      او زندگی ای پاکدامن داشت.

    • He remained chaste all his life.

      او تمام عمر پاکدامن ماند.

    • They valued a chaste and honest character.

      آنها منشی پاکدامن و راستین را ارج می نهادند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • virtuous
  • pure
  • modest

متضادها (انگلیسی)

  • unchaste
  • immoral

ترکیب‌های رایج

  • chaste life
  • chaste woman
  • chaste and pure

یادداشت کاربرد

پاکدامن صفت است؛ اسم آن پاکدامنی است.

واژه‌های مرتبط