انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
cheating
تقلب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تقلب
- حقه
- فریب
معنی و کاربرد
تقلب
noun — اسمEnglish meaningThe act of acting dishonestly or unfairly to gain an advantage.
بیصداقتی برای سود
Cheating in exams is punished.
تقلب در آزمون مجازات دارد.
He was accused of cheating.
او به تقلب متهم شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- fraud
- deceit
- dishonesty
متضادها (انگلیسی)
- honesty
- fairness
ترکیبهای رایج
- exam cheating
- accused of cheating
یادداشت کاربرد
تقلب یعنی بیصداقتی برای به دست آوردن سود.