پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

chicken

مرغ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مرغ
  • ماکیان
  • جوجه

معنی و کاربرد

  1. مرغ

    noun — اسم
    English meaning

    A domestic fowl kept for its eggs or meat; a hen or rooster.

    پرندهٔ اهلی که برای تخم و گوشت نگه داشته می‌شود

    • The farmer keeps a dozen chickens.

      کشاورز یک دوجین مرغ نگه می‌دارد.

    • We had roast chicken for dinner.

      ما برای شام مرغ بریان خوردیم.

    • The hen laid an egg.

      مرغ تخم گذاشت.

  2. پرنده

    noun — اسم
    English meaning

    A bird, especially a general term for a bird in some contexts.

    کاربرد کهن: پرنده به‌طور کلی

    • A small bird perched on the branch.

      پرندهٔ کوچکی روی شاخه نشست.

    • Migratory birds flew over the lake.

      پرندگان مهاجر بر فراز دریاچه پرواز کردند.

شکل‌های واژه

plural
chickens

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • hen
  • fowl
  • poultry

ترکیب‌های رایج

  • roast chicken
  • chicken egg
  • chicken coop

یادداشت کاربرد

مرغ در معنای امروزی ماکیان و مرغ خانگی است و در متون کهن به معنای پرنده نیز آمده است.