انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
chicken
مرغ به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مرغ
- ماکیان
- جوجه
معنی و کاربرد
مرغ
noun — اسمEnglish meaningA domestic fowl kept for its eggs or meat; a hen or rooster.
پرندهٔ اهلی که برای تخم و گوشت نگه داشته میشود
The farmer keeps a dozen chickens.
کشاورز یک دوجین مرغ نگه میدارد.
We had roast chicken for dinner.
ما برای شام مرغ بریان خوردیم.
The hen laid an egg.
مرغ تخم گذاشت.
پرنده
noun — اسمEnglish meaningA bird, especially a general term for a bird in some contexts.
کاربرد کهن: پرنده بهطور کلی
A small bird perched on the branch.
پرندهٔ کوچکی روی شاخه نشست.
Migratory birds flew over the lake.
پرندگان مهاجر بر فراز دریاچه پرواز کردند.
شکلهای واژه
- plural
- chickens
هممعنیها (انگلیسی)
- hen
- fowl
- poultry
ترکیبهای رایج
- roast chicken
- chicken egg
- chicken coop
یادداشت کاربرد
مرغ در معنای امروزی ماکیان و مرغ خانگی است و در متون کهن به معنای پرنده نیز آمده است.