انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
chief
مهتر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مهتر
- بزرگ
- سرکرده
معنی و کاربرد
مهتر
noun — اسمEnglish meaningThe leader or most important person of a group.
بزرگ و سرکردهٔ گروه
The chief called the tribe together.
مهتر قبیله را گرد آورد.
He is the chief of the village.
او مهتر روستا است.
شکلهای واژه
- plural
- chiefs
هممعنیها (انگلیسی)
- leader
- head
- elder
متضادها (انگلیسی)
- subordinate
- follower
ترکیبهای رایج
- tribal chief
- the chief of the clan
یادداشت کاربرد
مهتر واژهای کهن به معنای بزرگ و سرکرده است.