پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

chief

نقیب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نقیب
  • سرکرده
  • رئیس

معنی و کاربرد

  1. نقیب

    noun — اسم
    English meaning

    A leader or head of a group, clan, or organization.

    سرکرده یا رئیس یک گروه یا قبیله

    • He was elected chief of the tribe.

      او به‌عنوان نقیب قبیله انتخاب شد.

    • The chief gave orders to his men.

      نقیب به افرادش دستور داد.

    • She is the chief of this department.

      او رئیس این بخش است.

شکل‌های واژه

plural
chiefs

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • leader
  • head
  • captain

متضادها (انگلیسی)

  • follower

ترکیب‌های رایج

  • tribal chief
  • chief of the clan

یادداشت کاربرد

نقیب به سرکرده و رئیس یک گروه یا قبیله گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط