انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
chip
تراشه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تراشه
- خردهچوب
- چیپ
معنی و کاربرد
تراشه
noun — اسمEnglish meaningA small piece cut or broken off from a larger object; also a semiconductor chip.
خرده و رایانه
Wood chips covered the floor.
تراشههای چوب کف را پوشانده بود.
The computer's chip was damaged.
تراشهٔ رایانه آسیب دیده بود.
شکلهای واژه
- plural
- chips
هممعنیها (انگلیسی)
- flake
- fragment
- slice
ترکیبهای رایج
- wood chip
- computer chip
یادداشت کاربرد
تراشه هم به خردهٔ جدا شده و هم به قطعهٔ الکترونیکی گفته میشود.