پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

chip

تراشه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تراشه
  • خرده‌چوب
  • چیپ

معنی و کاربرد

  1. تراشه

    noun — اسم
    English meaning

    A small piece cut or broken off from a larger object; also a semiconductor chip.

    خرده و رایانه

    • Wood chips covered the floor.

      تراشه‌های چوب کف را پوشانده بود.

    • The computer's chip was damaged.

      تراشهٔ رایانه آسیب دیده بود.

شکل‌های واژه

plural
chips

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • flake
  • fragment
  • slice

ترکیب‌های رایج

  • wood chip
  • computer chip

یادداشت کاربرد

تراشه هم به خردهٔ جدا شده و هم به قطعهٔ الکترونیکی گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط