انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
choked
خفه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خفه
- خفگین
- گلوگرفته
معنی و کاربرد
خفه
adjective — صفتEnglish meaningUnable to breathe because the airway is blocked; suffocated.
بسته شدن راه نفس
He spoke in a choked voice.
او با صدایی خفه سخن گفت.
The smoke left her choked.
دود او را خفه کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- stifled
- suffocated
ترکیبهای رایج
- choked voice
یادداشت کاربرد
خفه به معنای بستهشدن راه نفس و همچنین صدای گرفته است.
واژههای مرتبط
- suffocate