انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
citizen
شهروند به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- شهروند
- تابع
- اهل کشور
معنی و کاربرد
شهروند
noun — اسمEnglish meaningA legally recognized member of a country.
عضو رسمی یک کشور
Every citizen has the right to vote.
هر شهروند حق رأی دارد.
She became a citizen last year.
او سال گذشته شهروند شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- national
- subject
- resident
- inhabitant
متضادها (انگلیسی)
- foreigner
- alien
ترکیبهای رایج
- senior citizen
- citizen rights