پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

citizen

شهروند به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • شهروند
  • تابع
  • اهل کشور

معنی و کاربرد

  1. شهروند

    noun — اسم
    English meaning

    A legally recognized member of a country.

    عضو رسمی یک کشور

    • Every citizen has the right to vote.

      هر شهروند حق رأی دارد.

    • She became a citizen last year.

      او سال گذشته شهروند شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • national
  • subject
  • resident
  • inhabitant

متضادها (انگلیسی)

  • foreigner
  • alien

ترکیب‌های رایج

  • senior citizen
  • citizen rights