انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
clean
نظیف به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نظیف
- پاکیزه
- تمیز
معنی و کاربرد
نظیف
adjective — صفتEnglish meaningFree from dirt, marks, or stains; morally pure and tidy.
چیزی که پاک و بیآلودگی است
The room was clean and bright.
اتاق نظیف و روشن بود.
Wear clean clothes to the ceremony.
برای مراسم لباس نظیف بپوش.
He kept his desk always clean.
او میز خود را همیشه نظیف نگه میداشت.
شکلهای واژه
- comparative
- cleaner
- superlative
- cleanest
هممعنیها (انگلیسی)
- tidy
- spotless
- pure
متضادها (انگلیسی)
- dirty
- filthy
ترکیبهای رایج
- clean water
- clean clothes
- spotlessly clean
یادداشت کاربرد
نظیف بیشتر بر پاکیزگی و پاکی اخلاقی دلالت دارد و ادبیتر از «تمیز» است.