پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

clean

نظیف به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نظیف
  • پاکیزه
  • تمیز

معنی و کاربرد

  1. نظیف

    adjective — صفت
    English meaning

    Free from dirt, marks, or stains; morally pure and tidy.

    چیزی که پاک و بی‌آلودگی است

    • The room was clean and bright.

      اتاق نظیف و روشن بود.

    • Wear clean clothes to the ceremony.

      برای مراسم لباس نظیف بپوش.

    • He kept his desk always clean.

      او میز خود را همیشه نظیف نگه می‌داشت.

شکل‌های واژه

comparative
cleaner
superlative
cleanest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • tidy
  • spotless
  • pure

متضادها (انگلیسی)

  • dirty
  • filthy

ترکیب‌های رایج

  • clean water
  • clean clothes
  • spotlessly clean

یادداشت کاربرد

نظیف بیشتر بر پاکیزگی و پاکی اخلاقی دلالت دارد و ادبی‌تر از «تمیز» است.