انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
cleanliness
نظافت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نظافت
- پاکیزگی
- تمیزی
معنی و کاربرد
نظافت
noun — اسمEnglish meaningThe state or quality of being clean and free from dirt.
پاک و تمیز بودن
Cleanliness is important for health.
نظافت برای سلامتی مهم است.
The hotel is known for its cleanliness.
این هتل به نظافت خود شناخته میشود.
تمیزکاری
noun — اسمEnglish meaningThe act of cleaning and keeping a place tidy.
کار پاکسازی و مرتب کردن
She is responsible for the cleanliness of the rooms.
او مسئول نظافت اتاقها است.
Daily cleanliness keeps the kitchen safe.
نظافت روزانه آشپزخانه را سالم نگه میدارد.
هممعنیها (انگلیسی)
- tidiness
- hygiene
متضادها (انگلیسی)
- dirtiness
- filth
ترکیبهای رایج
- personal cleanliness
- cleanliness of the house
یادداشت کاربرد
نظافت هم به حالت پاکیزگی و هم به کار تمیز کردن گفته میشود.