انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
cleverness
زرنگی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- زرنگی
- زیرکی
- هوشیاری
معنی و کاربرد
زرنگی
noun — اسمEnglish meaningThe quality of being quick to understand, learn, or act in a smart way.
زیرکی و هوشمندی در رفتار یا اندیشه
Her cleverness helped her solve the puzzle quickly.
زرنگی او کمک کرد معما را سریع حل کند.
He used cleverness rather than force.
او بهجای زور از زرنگی استفاده کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- shrewdness
- cunning
- ingenuity
متضادها (انگلیسی)
- clumsiness
- stupidity
ترکیبهای رایج
- sheer cleverness
- use cleverness
یادداشت کاربرد
زرنگی گاه بار مثبت (زیرکی) و گاه منفی (حیلهگری) دارد.