انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
cloth
پارچه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پارچه
معنی و کاربرد
پارچه
noun — اسمEnglish meaningWoven or felted fabric made from wool, cotton, or a similar fiber.
مادهای بافتهشده برای دوخت
She bought a piece of cloth to make a dress.
او تکهای پارچه خرید تا لباس بدوزد.
This cloth is soft and warm.
این پارچه نرم و گرم است.
شکلهای واژه
- plural
- cloths
هممعنیها (انگلیسی)
- fabric
- material
- textile