انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
clumsy
بیدستوپا به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیدستوپا
- دستوپاچلفتی
- ناشی
معنی و کاربرد
بیدستوپا
adjective — صفتEnglish meaningAwkward in movement or handling things; lacking skill.
توصیف مهارت
He was clumsy and dropped the cup.
او بیدستوپا بود و فنجان را انداخت.
A clumsy attempt failed.
تلاشی ناشیانه شکست خورد.
شکلهای واژه
- comparative
- clumsier
هممعنیها (انگلیسی)
- awkward
- inept
متضادها (انگلیسی)
- dexterous
ترکیبهای رایج
- clumsy hands
- clumsy movement
واژههای مرتبط
- awkward
- inept