پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

clumsy

بی‌دست‌وپا به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌دست‌وپا
  • دست‌وپاچلفتی
  • ناشی

معنی و کاربرد

  1. بی‌دست‌وپا

    adjective — صفت
    English meaning

    Awkward in movement or handling things; lacking skill.

    توصیف مهارت

    • He was clumsy and dropped the cup.

      او بی‌دست‌وپا بود و فنجان را انداخت.

    • A clumsy attempt failed.

      تلاشی ناشیانه شکست خورد.

شکل‌های واژه

comparative
clumsier

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • awkward
  • inept

متضادها (انگلیسی)

  • dexterous

ترکیب‌های رایج

  • clumsy hands
  • clumsy movement

واژه‌های مرتبط

  • awkward
  • inept