انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
coded
رمزی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- رمزی
- مخفی
- کدگذاریشده
معنی و کاربرد
رمزی
adjective — صفتEnglish meaningExpressed in or using a code; hidden or secret.
به صورت رمز و پوشیده
They exchanged coded messages.
آنها پیامهای رمزی رد و بدل کردند.
The letter was written in coded language.
نامه به زبانی رمزی نوشته شده بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- encrypted
- secret