پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

cold

سرد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سرد
  • خنک

معنی و کاربرد

  1. سرد

    adjective — صفت
    English meaning

    Of or at a low temperature; not warm.

    دمای پایین

    • The water is very cold.

      آب خیلی سرد است.

    • It is cold outside today.

      امروز بیرون سرد است.

    • She drank a cold glass of milk.

      او یک لیوان شیر سرد نوشید.

  2. سرد (بی‌احساس)

    adjective — صفت
    English meaning

    Unfriendly or lacking emotion.

    رفتار بی‌احساس

    • He gave me a cold look.

      او نگاه سردی به من کرد.

    • Their welcome was cold.

      استقبالشان سرد بود.

شکل‌های واژه

comparative
colder
superlative
coldest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • chilly
  • freezing
  • frigid

متضادها (انگلیسی)

  • hot
  • warm

ترکیب‌های رایج

  • cold weather
  • cold water
  • catch a cold

واژه‌های مرتبط