پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

cold

سرما به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سرما
  • سردی
  • خنکی

معنی و کاربرد

  1. سرما

    noun — اسم
    English meaning

    A low temperature; the absence of heat, especially in the weather.

    هوای سرد و دمای پایین

    • The cold kept us indoors.

      سرما ما را در خانه نگه داشت.

    • I can't stand this cold.

      من این سرما را تحمل نمی‌کنم.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • chill
  • coldness
  • frost

متضادها (انگلیسی)

  • warmth
  • heat

ترکیب‌های رایج

  • cold weather
  • the cold

یادداشت کاربرد

سرما به هوای سرد و نیز بیماری سرماخوردگی اشاره دارد.

واژه‌های مرتبط