انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
cold
سرماخوردگی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سرماخوردگی
- زکام
معنی و کاربرد
سرماخوردگی
noun — اسمEnglish meaningA common illness of the nose and throat with sneezing and coughing.
بیماری رایج بینی و گلو
I caught a cold last week.
هفتهٔ پیش سرماخوردم.
She is in bed with a cold.
او بهدلیل سرماخوردگی در بستر است.
شکلهای واژه
- plural
- colds
هممعنیها (انگلیسی)
- head cold
ترکیبهای رایج
- catch a cold