پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

cold

سرماخوردگی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سرماخوردگی
  • زکام

معنی و کاربرد

  1. سرماخوردگی

    noun — اسم
    English meaning

    A common illness of the nose and throat with sneezing and coughing.

    بیماری رایج بینی و گلو

    • I caught a cold last week.

      هفتهٔ پیش سرماخوردم.

    • She is in bed with a cold.

      او به‌دلیل سرماخوردگی در بستر است.

شکل‌های واژه

plural
colds

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • head cold

ترکیب‌های رایج

  • catch a cold