انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
collusion
ساختوپاخت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ساختوپاخت
- تبانی
- دستبهدست شدن
معنی و کاربرد
ساختوپاخت
noun — اسمEnglish meaningSecret or illegal cooperation, especially to deceive others.
تبانی پنهانی برای فریب
The two companies were accused of collusion.
دو شرکت به ساختوپاخت متهم شدند.
There was collusion between the officials.
میان مقامات ساختوپاخت وجود داشت.
ماستمالی
noun — اسمEnglish meaningA backroom deal or underhanded arrangement.
توافق پنهانی و زیرمیزی
The decision was the result of collusion.
این تصمیم نتیجه ساختوپاخت بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- conspiracy
- connivance
- collaboration
متضادها (انگلیسی)
- transparency
ترکیبهای رایج
- in collusion with
- accused of collusion
یادداشت کاربرد
ساختوپاخت به تبانی و توافق پنهانی اشاره دارد.
واژههای مرتبط
- conspiracy
- connivance