انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
colony
کلنی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کلنی
- مستعمره
معنی و کاربرد
کلنی
noun — اسمEnglish meaningA group of organisms living together, or a settlement of people.
زیستشناسی یا سکونتگاه
The ant colony was enormous.
کلنی مورچهها بسیار بزرگ بود.
Bacteria formed a colony on the plate.
باکتریها کلنیای روی محیط کشت تشکیل دادند.
شکلهای واژه
- plural
- colonies
هممعنیها (انگلیسی)
- settlement
- community
واژههای مرتبط
- مستعمره