پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

colored

رنگی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • رنگی
  • رنگین
  • ملون

معنی و کاربرد

  1. رنگی

    adjective — صفت
    English meaning

    Having color or colors; not black, white, or gray.

    دارای رنگ

    • She wore a brightly colored dress.

      او لباسی پررنگ پوشیده بود.

    • The picture was printed on colored paper.

      تصویر روی کاغذ رنگی چاپ شده بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • colorful
  • tinted
  • hued

متضادها (انگلیسی)

  • colorless
  • uncolored

ترکیب‌های رایج

  • colored pencils
  • brightly colored

یادداشت کاربرد

به معنای «رنگین» و «دارای رنگ»؛ در متن‌های علمی «رنگی‌شده» هم ترجمه می‌شود.

واژه‌های مرتبط