پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

column

عمود به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • عمود
  • ستون
  • پایه

معنی و کاربرد

  1. عمود

    noun — اسم
    English meaning

    A vertical pillar supporting a structure.

    در معماری

    • The roof rests on stone columns.

      سقف روی ستون‌های سنگی قرار دارد.

    • A tall column stood at the entrance.

      ستونی بلند در ورودی ایستاده بود.

  2. عمود

    noun — اسم
    English meaning

    A vertical line or arrangement of items.

    در معنای ردیف عمودی

    • Write the numbers in a column.

      اعداد را در یک ستون بنویس.

    • The soldiers formed a column.

      سربازان ستونی تشکیل دادند.

شکل‌های واژه

plural
columns

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • pillar
  • post
  • support

متضادها (انگلیسی)

  • row

ترکیب‌های رایج

  • stone column
  • column of smoke

واژه‌های مرتبط