انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
column
عمود به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- عمود
- ستون
- پایه
معنی و کاربرد
عمود
noun — اسمEnglish meaningA vertical pillar supporting a structure.
در معماری
The roof rests on stone columns.
سقف روی ستونهای سنگی قرار دارد.
A tall column stood at the entrance.
ستونی بلند در ورودی ایستاده بود.
عمود
noun — اسمEnglish meaningA vertical line or arrangement of items.
در معنای ردیف عمودی
Write the numbers in a column.
اعداد را در یک ستون بنویس.
The soldiers formed a column.
سربازان ستونی تشکیل دادند.
شکلهای واژه
- plural
- columns
هممعنیها (انگلیسی)
- pillar
- post
- support
متضادها (انگلیسی)
- row
ترکیبهای رایج
- stone column
- column of smoke