پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

column

ستون به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ستون
  • پایه
  • عمود

معنی و کاربرد

  1. ستون

    noun — اسم
    English meaning

    A tall vertical pillar that supports a structure or stands as a monument.

    پایهٔ عمودی ساختمان

    • The roof is held up by stone columns.

      سقف با ستون‌های سنگی نگه داشته می‌شود.

    • They walked between the tall columns.

      آن‌ها میان ستون‌های بلند راه رفتند.

    • The old column is still standing.

      ستون کهن هنوز برجاست.

  2. ستون (نوشتاری)

    noun — اسم
    English meaning

    A regular section of writing in a newspaper or a vertical arrangement of data.

    بخش نوشتاری یا ردیف عمودی

    • She writes a weekly column.

      او هفته‌ای یک ستون می‌نویسد.

    • Add the numbers in the column.

      اعداد ستون را جمع کن.

شکل‌های واژه

plural
columns

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • pillar
  • post
  • support

ترکیب‌های رایج

  • spinal column
  • newspaper column
  • stone column

یادداشت کاربرد

ستون هم به پایهٔ عمودی و هم به بخش نوشتاری روزنامه گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط