پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

comfortable

راحت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • راحت
  • آسوده
  • خوشایند

معنی و کاربرد

  1. راحت

    adjective — صفت
    English meaning

    Providing physical ease and relaxation.

    آسایش‌بخش

    • This chair is very comfortable.

      این صندلی بسیار راحت است.

    • She wore comfortable shoes.

      او کفش‌های راحتی پوشید.

  2. آسوده

    adjective — صفت
    English meaning

    Free from worry or unease.

    فارغ از نگرانی

    • He felt comfortable with the decision.

      او از این تصمیم احساس آسودگی می‌کرد.

    • They live a comfortable life.

      آن‌ها زندگی راحتی دارند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • cozy
  • relaxed
  • at ease

متضادها (انگلیسی)

  • uncomfortable

ترکیب‌های رایج

  • comfortable chair
  • feel comfortable
  • comfortable life

واژه‌های مرتبط