انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
comfortable
آسوده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- آسوده
- راحت
- بیخیال
معنی و کاربرد
آسوده
adjective — صفتEnglish meaningFeeling at ease, relaxed, and free from worry.
توصیف حالتی آرام و بدون نگرانی
Now you can sleep comfortably.
حالا میتوانی آسوده بخوابی.
She felt comfortable with her friends.
او در کنار دوستانش احساس راحتی میکرد.
راحت
adjective — صفتEnglish meaningProviding physical comfort; pleasant to use or wear.
توصیف چیزی که راحتی جسمی میدهد
This chair is very comfortable.
این صندلی بسیار راحت است.
He wore comfortable shoes.
او کفش راحتی پوشید.
هممعنیها (انگلیسی)
- relaxed
- at ease
- cozy
متضادها (انگلیسی)
- uncomfortable
- uneasy
ترکیبهای رایج
- feel comfortable
- comfortable life
- a comfortable chair
یادداشت کاربرد
آسوده بیشتر به معنای آرام و بینگران است.