انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
commander
فرمانده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فرمانده
- سردار
- رئیسنیرو
معنی و کاربرد
فرمانده
noun — اسمEnglish meaningA person in authority, especially over a military group.
فرماندهٔ نظامی
The commander ordered the troops to advance.
فرمانده به نیروها دستور پیشروی داد.
He was a brave commander.
او فرماندهای دلیر بود.
The commander praised his soldiers.
فرمانده سربازانش را ستود.
شکلهای واژه
- plural
- commanders
هممعنیها (انگلیسی)
- leader
- chief
- officer
متضادها (انگلیسی)
- subordinate
ترکیبهای رایج
- commander in chief