پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

commander

فرمانده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فرمانده
  • سردار
  • رئیس‌نیرو

معنی و کاربرد

  1. فرمانده

    noun — اسم
    English meaning

    A person in authority, especially over a military group.

    فرماندهٔ نظامی

    • The commander ordered the troops to advance.

      فرمانده به نیروها دستور پیشروی داد.

    • He was a brave commander.

      او فرمانده‌ای دلیر بود.

    • The commander praised his soldiers.

      فرمانده سربازانش را ستود.

شکل‌های واژه

plural
commanders

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • leader
  • chief
  • officer

متضادها (انگلیسی)

  • subordinate

ترکیب‌های رایج

  • commander in chief

واژه‌های مرتبط