انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
commission
کارمزد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کارمزد
- حقالکمیسیون
- دستمزد خدمت
معنی و کاربرد
کارمزد
noun — اسمEnglish meaningA fee charged for a service or a percentage paid to an agent for facilitating a transaction.
در بانکداری، تجارت و خدمات
The bank charges a small commission.
بانک کارمزد کمی دریافت میکند.
He earns a commission on every sale.
او بابت هر فروش کارمزد میگیرد.
شکلهای واژه
- plural
- commissions
هممعنیها (انگلیسی)
- fee
- charge
- percentage
ترکیبهای رایج
- service commission
- bank commission
- sales commission