پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

committed

مقید به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مقید
  • پایبند
  • متعهد

معنی و کاربرد

  1. مقید

    adjective — صفت
    English meaning

    Obliged or bound to do something; dedicated.

    در معنای پایبندی و تعهد

    • He is committed to his work.

      او به کارش پایبند است.

    • She is committed to helping others.

      او به کمک به دیگران متعهد است.

  2. مقید

    adjective — صفت
    English meaning

    Restricted or bound by rules.

    در معنای محدود بودن

    • They are bound by the contract.

      آن‌ها به قرارداد مقید هستند.

    • He is committed to the agreement.

      او به توافق مقید است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • dedicated
  • obliged
  • devoted

متضادها (انگلیسی)

  • uncommitted
  • indifferent

ترکیب‌های رایج

  • committed to
  • deeply committed

واژه‌های مرتبط