انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
compact
کمحجم به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کمحجم
- فشرده
معنی و کاربرد
کمحجم
adjective — صفتEnglish meaningOccupying little space; small and neatly fitted.
دارای حجم کم و جمعوجور
The camera is compact and light.
دوربین کمحجم و سبک است.
They bought a compact car.
آنها خودرویی کمحجم خریدند.
هممعنیها (انگلیسی)
- small
- condensed
- neat
متضادها (انگلیسی)
- bulky
- voluminous
ترکیبهای رایج
- compact size
- compact car
یادداشت کاربرد
کمحجم یعنی دارای حجم اندک و جمعوجور.