انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
companion
مصاحب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مصاحب
- همراه
- همنشین
معنی و کاربرد
مصاحب
noun — اسمEnglish meaningA person who accompanies or spends time with another.
دربارهٔ همراهی و همنشینی
She was his constant companion.
او همراه همیشگیاش بود.
A dog can be a loyal companion.
سگ میتواند همراهی وفادار باشد.
He traveled with a trusted companion.
او با همراهی مورد اعتماد سفر کرد.
شکلهای واژه
- plural
- companions
هممعنیها (انگلیسی)
- associate
- friend
- escort
- fellow
متضادها (انگلیسی)
- stranger
ترکیبهای رایج
- constant companion
- traveling companion
واژههای مرتبط
- associate
- friend