انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
companionship
همنشینی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- همنشینی
- مصاحبت
- همراهی
معنی و کاربرد
همنشینی
noun — اسمEnglish meaningThe act or state of sitting or being together with others; fellowship.
کنار هم نشستن و همراهی کردن
He enjoyed the companionship of good friends.
او از همنشینی با دوستان خوب لذت میبرد.
Their companionship lasted a lifetime.
همنشینی آنها یک عمر به درازا کشید.
هممعنیها (انگلیسی)
- fellowship
- association
- company
متضادها (انگلیسی)
- solitude
ترکیبهای رایج
- good companionship
- companionship of friends
یادداشت کاربرد
همنشینی بر کنار هم بودن و مصاحبت اشاره دارد.